مدح و وفات حضرت خدیجه سلاماللهعلیها
سرلـوحۀ ایـمان و امان است خدیجه بر روی زمین، عرش مکان است خدیجه بانوی حـرمخانۀ وحی نـبـوی اوست در چشم نبی، گوهر جان است خدیجه گـنـجـیـنۀ پُـر گـوهـر تقـوا و شرافت آئـیـنـۀ تـوحـیـد نـشـان اسـت خـدیجه سرچشمۀ ناب کرم و فضل و سخاوت احـیـاگـر ایـثـارگـران است خـدیـجـه سرسبزترین سرو سرافـراز فضیلت در فصل بهاران و خزان است خدیجه در گـلـشـن ارزنـدۀ تـوحـیـد و نبوت چون كوثر جوشنده، روان است خدیجه گر فاطمهاش بانوی زنهای بهشتیست نـور دل گـلهای جـنان است خدیجه پیداست شب آخر عمرش، ز نگاهش بر فـاطـمۀ خود نگـران است خدیجه در حسرت بی مادری فاطمۀ خویش آزردهدل و اشکفـشـان است خدیجه آمد كـفـن از سـوی خـداونـد بـرایش محـبـوب خـداوند جهان است خدیجه قدرش به خدا هیچ نیاید ز «وفایی» زیرا كه فـراتـر ز بیان است خدیجه |